بیا باهم برقصیم!

یک روز زیبای بهاری، داخل خانه‌ی کوچک و نقلی آزاد ‌و رها، تمام پنجره‌ها باز بودند و نسیم ملایمی از لابه لای پرده‌ها عبور می‌کرد. آزاد و رها، دو خواهر و برادر دوقلو، داخل اتاق نشسته بودند و به موسیقی گوش می‌کردند.

ناگهان، یک آهنگ شاد از اسپیکر به صدا در آمد. چشمان رها برق زد و به آزاد گفت: “آزاد ! این آهنگ عالی‌ست!
بیا باهم برقصیم!”

رها دست برادرش را گرفت و به وسط اتاق کشید. هر دو شروع کردند به رقصیدن، قدم‌هایشان با ریتم آهنگ هماهنگ می‌شد و هر چی بیشتر می‌رقصیدند، خنده‌هایشان بلندتر و صدای شادی‌شان بیشتر می‌شد.

رها با ذوق گفت: “نگاه کن، آزاد! این حرکت را تازه یاد گرفته‌ام!” و سپس یک چرخش زیبا انجام داد.

آزاد با تحسین پاسخ داد: “آه خدای من، عالی بود!

آن روز، تمام خانه پر شده بود از صدای خنده، شادی و رقص.

آزاد و رها یاد گرفتند که آزاد و رها رقصیدن چقدر می‌تواند حس خوبی بدهد و چطور می‌شود لحظه‌هایی را که در کنار عزیرانشان سپری می‌کنند ،  به یادماندنی‌تر کنند.

 

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط