شهریوره. نسیم خنکِ اول صبح میزنه به شیشهی پنجره. بوی جلد نو کتاب میپیچه توی خونه.
یه کیف کوچولو کنار دره، با یه جفت چشم منتظر که نمیدونه قراره دقیقا چه اتفاقی براش بیفته.
و یه دلِ مامان و بابا… که انگار یکی گرفته توی مشت و هی فشارش میده.
نکنه بچهمون دلتنگ شه؟ نکنه گریه کنه؟ نکنه درسها سخت باشه و نتونه یاد بگیره؟
آره… این “نکنهها” واقعیان. مخصوصاً اون “نکنه یاد نگیره”، مثل یه خوره میافته به دل خیلیهامون. چون دلمون نمیخواد بچهمون جا بمونه. دلمون نمیخواد فکر کنه از بقیه کمتره، یا توی کلاس احساس ناتوانی کنه.
اما بیاید با هم مهربون باشیم؛ با خودمون و با بچههامون.
یاد نگرفتن، یک اتفاق نیست؛ یک مسیر یادگیریه
بعضی بچهها خیلی سریع حروف رو میگیرن، بعضیها نه. بعضیها ریاضی رو زود میفهمن، بعضیها باهاش میجنگن.
یاد نگرفتن، به معنی بلد نشدن نیست؛ یعنی هنوز زمانش نرسیده.
ما به بچههامون فرصت بدیم. بذاریم چند بار زمین بخورن، تمرین کنن، اشتباه کنن. اینم بخشی از یاد گرفتنه.
بذاریم حس کنن که دوستشون داریم، حتی وقتی بلد نیستن.
چطور به یادگیری بچهمون کمک کنیم؟
1. بیشتر از اینکه معلم خونه بشیم، همراه یادگیری باشیم.
باهاش تمرین کنیم ولی با لبخند، نه با اخم. کمکش کنیم بدون اینکه بترسه. بگیم:
“با هم تمرین میکنیم. اشکال نداره اگه یادت رفت، منم بعضی چیزا یادم میره!”
2. برای تقویت یادگیری از بازی کمک بگیریم.
با کلمات شعر بسازیم، با عددها داستان بگیم، با صداها بازی کنیم. خوندن و نوشتن برای بچهها باید شیرین باشه، نه سخت و سنگین.
3. کتابهایی که کمک میکنن ولی بچه رو نمیترسونن
تمرینهای ساده، شاد و تصویری برای خواندن و نوشتن.
لحن خودمونی، درس رو به بازی و داستان تبدیل میکنه.
دفتر شاد نویسی یا دفتر خطدار رنگی مخصوص بچههای تازهکار، تا نوشتن براشون ترسناک نباشه.
بازیهایی مثل فلشکارت، جدول واژههای ساده و …
با اینا یادگیری میره توی دل بازی و بچه بدون استرس یاد میگیره.
و یه جمله برای دلمون…
قرار نیست همهی گلها با هم باز بشن.
بعضیا زودتر، بعضیا دیرتر…
مهم اینه که ما باغبون مهربونی باشیم. کنارش باشیم، تشویقش کنیم، صبور باشیم.
و یادمون نره…
اونی که امروز نمیتونه درست “س” رو بگه، فردا شاید بشه نویسندهی یه قصهی قشنگ.




آخرین نظرات: