رضا بیش از آنکه همسرم باشد، بهترین دوست من است. بهنظر من برترین ویژگی او همین است که کودک درونش زنده است. فکر میکنم به همین خاطر هم خیلی خجالتی است؛ چون بار اولی که به او پیشنهاد دادم نقش صداپیشگیِ راوی کتاب سرزمین حرفها را بر عهده گیرد، از اساس آن را رد کرد.
بعد شاید برای دل من، قبول کرد که یک پاراگراف امتحانی بخواند تا ببیند اصلاً کارش به درد من میخورد یا نه؟
من هم با همان صدا ویدیوی اولی که رضا در آن نقش راوی را ایفا کرد، ادیت و روی آپارات پابلیش کردم.
اوایل تامدتی با اکراه و خجالت قبول میکرد تا صدایش را به عنوان راوی روی ویدیوها بگذارم؛ اما کمکم انجام این کار بخشی از زندگی هر روزهمان شد.
حالا عصرها بعد از اینکه از سر کار بر میگردد، برای فاصله انداختن میان وعدهی غذایی و ورزشش، به اتاق کارمان میآید، متن آن روز را میخواند و بعد از ورزش هم، با کودک درونش مینشیند پای کامپیوتر و بازی میکند.
من هم در میان سروصدای ناشی از هیجانِ بازی رضا، شروع میکنم به ادیت صداها و ساختن ویدیوها.
